چطور برادر یا خواهر خوبی باشم؟

جامعه و ارتباط

پسر یا دختر بزرگتر خانواده معمولا بیشتر از سایر اعضای خانواده مسئولیت‌ دارد. مسئولیت‌ آنها زمانی مشخص می‌شود که پدر و مادر بیرون از منزل هستند و یا عضو کوچک خانواده به آنها نیاز دارد. ما در اینجا قصد داریم تا تعدادی از این موارد را شرح داده و کمک کنیم در کنار این مسئولیت‌پذیری احساس لذت رهبری نیز تجربه شود.

 

1- برای شناخت آنها وقت بگذارید. 

برای کسی که به سن خواهر یا برادر کوچکتر شماست؛ شیرین‌تر این است که با کسی بازی کند و یا شادی‌هایش را تقسیم کند که به سن خودش نزدیکتر باشد. این اختلافِ کم سنی خیلی به درک احساسات کوتاه مدت با تاثیرات زیاد در زندگی معصومانه کودکان، کمک می‌کند. 

 

2- شنونده خوبی باشید

 

3- با رفتار بالغانه سعی کنید از برخوردهای تند و بحث و جدل جلوگیری کنید. 

خوب گوش دهید و تا آنجا که می‌توانید آرام باشید؛ شما برای آنکه برادر یا خواهر کوچکتر خود را به انجام کاری وادارید نیازی نیست به او دستور بدهید؛ اگر او شما را دوست داشته باشد خودش برای رضایت شما تا آنجا که بتواند تلاش خواهد کرد. 

- اگر از دست او عصبانی هستید از جملاتی شبیه این استفاده کنید:"من نیاز دارم یکمی تنها باشم با خودم!"

- اگر لازم شد از پدر و مادر خود کمک بخواهید.

- اگر به احساسات او آسیب زده‌اید از او عذر خواهی کنید و بدانید در دفعات بعد این عذرخواهی به شادی او و البته شما، کمک خواهد کرد. 

 

4-  با کمک به پدر و مادر خود سعی کنید الگوی مناسبی باشید

در نهایت چه انتخاب شما باشد و یا خیر! این شما هستید که عنوان بهترین الگوی برادر یا خواهر کوچک خود را در خانه یدک می‌کشید! پس سعی کنید جوری رفتار کنید که در آینده او نیز بتواند با مسئولیت‌پذیری عضوی از خانواده شما باشد تا به او افتخار کنید. آنچه که برای الگو بودن به آن نیاز دارید؛ احساس مسئولیت داشتن در اولویت نخست است! 

 

5- نقش اصلی خود را بشناسید.

پدر و مادرها غالبا آنچه برای فرزند خود صلاح است را می‌پسندند اما گاهی حضور یک فرد که در این میان کمی به احساسات فرد کوچکتر خانواده بیشتر ارج دهد نیز لازم است.  در این مورد سعی کنید با شناخت وظائف خود، به اندازه لازم فداکاری کنید و از فداکاری بیش از حد پرهیز کنید تا زمانی که گذشت و بخشش وظیفه شما بود؛ برایتان سخت نباشد. 

 

6- اجازه دهید تا آنها هم برای شما کاری انجام دهند و مراقب شما باشند.

شاید برای خوشحال کردن شما غذا درست کردند و یا برایتان نقاشی کشیدند؛ آنها را درک کنید و از بابت رفتار خوب آنها قدرشناسی نشان دهید.  اجازه دهید آنها دوست‌داشتن را در کنار دوست‌داشته شدن یادبگیرند. 

 

7- کودکی آنها را با کودکی خودتان مقایسه نکنید.

سعی کنید تا شرایط مثبت زمان خود را به یاد آورید  و به آنچه آنها ندارند و شما داشتید نیز دقت کنید. 

 

8- وقت شناس باشید

درک کنید که زمان هایی هست که اعضای کوچکتر خانوده به شما احتیاج دارند. 

 

9- وقت هایی را برای خود کنار بگذارید تا کودکی کنید و آزاد باشید.

 

10- برای کسی که هستند ارزش قائل شوید و انتظارتان را در حد توانشان تنظیم کنید. 

 

11- قبل از آنکه در هر مقامی چه خواهر، برادر، مدیر، پدر و یا مادر بتوانید خوب باشید؛ باید انسان واقع نگری باشید.

کلمات کلیدی
برادر
خواهر
مسئولیت پذیری
برگرفته ازwikihow.com

آیا مطلب بالا از نظر شما مفید بود ؟

  • 28 شهریور 1400

    zahra

    من 16 سالمه و دو تا خواهر کوچیکتر از خودم دارم از یکیش واقعا متنفرم و هیچ حسی بهش ندارم و حالم ازش بهم میخوره ولی یکی دیگرو خیلی دوست دارم لطفا کمکم کنید که اونم دوست داشته باشم اخه احساس می کنم بعد از به دنیا اومدنش زندگی برام سخت شده اگر دعوامون بشه پدرمادرم طرف اونو میگیرن دلم میخواد رابطم باهاش خوب بشه

  • 24 شهریور 1400

    ايناس

    من تازه با برادرم دعوا كردم چون با دوستش چت ميكنه و من اگر باش حرف ميزنم جواب م نميده و گريه كردم

  • 18 شهریور 1400

    سینا

    با سلام من پسری ۲۵ساله ام یه خواهر۱۸ساله دارم مدتی هست با جنس مخالف دوست میشه هم منم که فهمیدم فقط راهنماییش کردم فقط یه کم دعواش کردم خیلی کم رابطمون با هم خوب بود ولی الان همش بهم دروغ میگه سرخود شده و بی احترامی میکنه باهام میخواستم تنبیهش کنم اما نمیدونم چه تنبیهی موثره براش تنها زندگی میکنیم پدر و مادر نیستن متاسفانه ممنون میشم راهنمایی کنید??

  • 12 شهریور 1400

    احمد

    سلام من یه پسرم که ۲۴سالمه یه خواهر ۱۶ ساله دارم که دنیاش فقط فیلم کتاب های شرلوک هلمز یا جنایی .... ایناست پدرم بخاطر کارش تو تهران زندگی نمیکنه تبریز مادرم همون جا خواهرم بخاطر مدرسه تیزهوشان که قبول شد اومد درساش خوبه بخاطر همینه که پدر مادرم کارش ندارن اصلاً من نمی دونم چیکار کنم که حرف گوش کن بشه آشپزی که هیچی شستن لباس ظرف با کنه ولی فقط میخواهم اتاق تمیز کنه من بکنم وسواسی البته تا حالا بهش زور نگفتم یا داد نزدم نمیکنم لطفاً یه روش بدید

  • 8 شهریور 1400

    غرل

    سلام خسته نباشید من ۳ سال پیش پدرم فوت کرد بعد از فوت پدرم حس میکنم مادرم خواهرم رو که ۶ سال از من کوچیکتره رو بیشتر دوست داره و به خاطر این حس یه جورایی از خواهرم بدم میاد من قبل از فوت پدرم خیلی با خواهرم خوب بودم باهاش بازی می‌کردم ولی الان اصلا حوصلشو ندارم مادرم همش تو هر چیزی طرف اون رو میگیره و این کار حس من رو بیشتر میکنه نمیتونم به مادرم هم چیزی بگم چون اصلا باهاش راحت نیستم ممنون میشم اگه کمک کنید

  • 29 مرداد 1400

    مهم نیست

    سلام من یه پسرم خیلی سال پیش مامانم مرد چند سال بعد بابام اون موقع خواهرم ۸ سالش بود بابابزرگ و مادربزرگم خیلی پیر بودن نمی تونستن ازش مراقبت کنند خاله و عموم که باهم ازدواج کرده بودن چون نمی تونست با بچه هاشون کنار بیاد نشد مواظبش باشم منم اون موقع به سن قانونی رسیده بودم برای همین من ازش مراقبت کردم همچین خوب پیش رفت تا امسال اون الان ۱۸ سالشه منم ۲۸ نمی دونم چم شده مثل همیشه باهاش نیستم و رفتار نمی کنم بخاطر همینه که رابطمون سرد شده کتی یه بار نزدیک بود بزنمش یا حتی سرش داد زدم الان پشیمونم ولی باهاش حرف زدم اون گفت مهم نیست ولی الان رابطمون اصلا مثل همیشه نیست لطفاً کمک کنید. چون دیگه دارم از خودم منتفر میشم خواهرم خیلی ساکته قبلاً بهتر بود و اینکه اون آسم داره قبلاً سرفه نمی کرد یعنی کم تر آلن در حدی دکتر امروز وقت گرفتم و لطفاً کمک کنید.

  • 23 مرداد 1400

    Yasna

    سلام من ۱۰ سالمه و داداشم ۴ سالشه خیلی منو ازیت میکنه اتاقمو بهم میزنه همش منو میزنه همش گوشیمو ازم میگیره و خلاصه خیلی ازیتم میکنه و به مامان بابامم میگم همش طرف داداشم رو میگیرن و داداشم باعث میشه مامان بابام منو دوست نداشته باشن من باید چیکار کنم دیگه خسته شدم هروز از وقتی که بیدارمیشم تا اون موقعی که میخوام بخوابم یه ثانیه هم نیست که داداشم منو ازیت نکنه باید چیکار کنم؟

  • 11 مرداد 1400

    رها

    من برادر کوچولو دارم ازیت میکنه ولی خیلی دوسش دارم وقتی کسی دعواش میکنه میاد بقل من اخه لوس هم هست ولیخیلی عزیت میکنه من اوتاقمو مرتب کردم اون میاد بهم میریزه خودمم با ورم نمیشه ولی وقتی دختر داییم به دنیا اومد من حسودیم میشد ولی سر داداشم نشد تبلتمو بزور میگیر ولی مهربونه هرچی گم میشه اون گم میکنه ولی خوانوادم باورشون نمیشه و میگن توگم کردی هرچی اشقاله میندازه تو اتاق من تازه انگار دختر به من میگه موهامو ببند لاکامو ورمیداره میگه بزن رو ناخونام لباسای منم میپوشه دنپای منم میپوشه میاد کیفمم میپوشه هرچی کفش میاره تو خونه یبار دنپایی دسشویی اورده بود چیکار کنم خصته شدم از دست اون نه از دست خوانوادم هرچی میشه گردن منه

  • 8 مرداد 1400

    زهرا

    سلام من یه خواهر حدودا ۱۰ ساله دارم . خودمم ۱۵ سالمه . باور کنید دهن منم سرویس کرده . هر کاری میکنم نمیشه ک نمیشه . مثل دشمن خونی بهم نگاه میکنه . خستم کرده . خیلی خیلییی فضوله همش دنبال سرمه . مثل یه جاسوس میمونه انگار میخواد منو ادب کنه و همش دنبال آتو از منه که به مامانم بگه تا منو تنبیه کنن . دروغگو و بد دهن و خیلی گستاخ هم هست . مامانمم همش طرف اونه هر چی میشه به مامانم میگم، میگه تقصیر خودته از خودت یاد گرفته . خواهر منم استاد گوشه و کنایه زدن شده و خیلی بهم توهین میکنه . به خدا ذله شدم . خیلی خیلی هم پر حرفه . من خودم آدم آروم و درونگرایی هستم . دوست دارم تنها باشم . نمیدونم دست خودشه یا ن ولی همش داره یا به زور حرف میزنه و سوال می پرسه و تا جواب ندم ول نمیکنه و تهش هم بهم میگه کری ؟ به خدا دیگه نمیتونم . نمیدونم چه کار کنم . بعد وقتی میخوام باهاش دو کلام حرف بزنم ، نصیحتش کنم ، بهش بگم بیا اون کارو بکن به نفعته تا شروع میکنم ، جیغ میزنه واسه من سخنرانی نکن دلم نمیخواد بشنوم . هیچکس هم به حرفام گوش نمیشه ، اصلا خودمم نمیتونم با کسی حرف بزنم . دوست دارم واقا باهم رابطه خوبی داشته باشیم ولی اون به من به چشم یه دشمن نگاه میکنه که باید کنارم بزنه . خودمم مقصرم ولی الان باید چه کار کنم ؟

  • 29 تیر 1400

    ناشناس

    سلام من خواهر و برادری ندارم ولی قراره داشته باشم اگه مامان و بابام بین ما فرق گذاشتند باید چیکار کنم

  • 28 تیر 1400

    عاشق

    سلام من با خواهر و برادرم رابطه خوبی ندارم اخلاقم رو عوض کردم تا یا هاشون خوب باشم اما اونا اصلا فرقی نکردن به نظرتون چیکار کنم ؟ راستش دیگه دلم باهاشون صاف نمیشه خیلی اذیتم کردن دیگه مثل قدیما دوسشون ندارم یه حسی میگه نمی تونم صادقانه دوسشون داشته باشم شاید عجیب باشه اما دوست دارم روابط خواهر و برادری مون مثل فیلم ها و انیمیشن ها باشه وقتی باهام بدن بیشترین چیزی که ازارم میده اینکه رابطمون اونطور نیست که باید باشه پدر و مادر مون باهامون وقت نمی گذرانند ،درکمون نمی کنند و گاهی اوقات سرمون داد و میزنن و بهمون فحش میدن دلم باهاشون صاف نیست دوست دارم پدر و مادرم شبیه انیمیشن ها خوب باشم برای اینکه از طرف والدین دچار کمبود محبت شدیم میخوام با درست کردن روابط خواهر و برادری این کمبود رو جبران کنم امکان تغییر رفتار پدر و مادرم خیلی سخته بعضی وقت ها فکر میکنم دیگه دوسمون ندارن و از بچه خسته شدن اما میخوام با خواهر و برادرم حداقل خوب باشم احساس میکنم اگه کمبود محبت جبران بشه اخلاقشون بهتر بشه به هر حال من تسلیم نمی شم

    مقاله کده : ممنون از اینکه وقت گذاشتین و پیام دادین. اساسا بررسی های رفتاری نشون داده که بچه هایی که در خانواده‌هایی که پدر و مادر، کمتر فرزندانشون رو درک میکنن، رشد شخصیتی بیشتری دارن نسبت به سایر بچه ها! هرچند که قطعا این حرف برای همه موراد صحیح نیست اما دلیلش میتونه این باشه که شما به زور هم که شده یاد میگیرید که حق خودتون رو از جامعه ای که کنترلی روش ندارید مطالبه کنید. برای بهتر کردن وضعیتی که درش هستین لزوما قرار نیست شما اخلاق یا علائق خودتون رو تغییر بدین و فقط کافی هست که نقطه ورودی احساس برادر و خواهرتون رو درک کنین. به طور مثال ببینید طرف شما دنبال چه چیزی هست در زندگی و چه چیزی ازارش میده و به مرور در طی ماه ها کم کم میبینین که بجای برادر یا خواهر یک دوست خوب در کنارتون هست که از اینکه شما هم در زندگیش باشین لذت میبره. بعدها میتونین روی اهداف مشترک مثل زندگی اروم توی خونه یا بهتر کردن اخلاق پدر و مادر و یا تشخیص درست از غلط باهاش همکاری کنید. دقت کنید که هر رفتاری رو که در نظر میگیرید حداقل باید سه ماه روش پافشاری کنید و با ازمون و خطا به نتیجه ای که میخواید برسید.
  • 6 تیر 1400

    مهم نیست

    سلام من یه پسرم خیلی سال پیش پدر و مادرم تو یه تصادف کشته شدن و تنها خواهرم زنده موند که خیلی کوچیک بود اون موقع ۸ سالش بود منم چون به سن قانونی رسیده بودم قیمش من شدم راستش من پدر باهم قهر بودیم برای همین خیلی ندیدمش الان خواهرم درست ۲۰ سالشه و دانشجو هست ولی یه برادرم دارم که از خواهرم بزرگتره از من ۲ سال کوچکتر از اول با ما زندگی نمی کرد و نمیکنه ولی بعضی وقتها خواهرم اذیت می‌کنه خواهرم چیزی نمیگه خواستم شکایت کنم ولی خواهرم حاضر نشد بیاد کمکم کنید لطفاً

    مقاله کده : سلام متاسفم از اینکه احساسات بدی رو هم شما و هم خواهرتون تجربه میکنید. فکر میکنم مورد شما مربوط به مددکاری اجتماعی بشه و یک مددکار باید به شما مشاوره بده نه هیچ کس دیگه (مشاوره خانواده یا وکیل یا ...) بنابراین سعی کنید اول یک مددکار خوب پیدا کنید که خب متاسفانه یک مقدار سخت هست. لطفا به این سایت مراجعه کنید: https://honarehzendegi.com/fa/free-consultation شماره‌ای که دادن رو تماس بگیرید و وضعیت رو اطلاع بدین. فکر میکنم با توجه به تجربه ای که از گذشته داشتین مشکل رو بشه با راهکارهای رفتاری حل کرد اما در هر صورت مددکار اساسا هم راهکارهای قانونی رو اطلاع داره و هم راهکار های روانشناسانه. امیدوارم کمکتون کنه. همچنین این سایت ( اگر لینک به هر نوعی کار نکرد این عبارت رو در گوگل جستجو کنید: مشاوره رایگان به مردم در دفاتر مددکاری اجتماعی قوه قضائیه. ) هم میتونه کمک باشه: https://www.vekalatonline.ir/articles/100917/مشاوره-رایگان-به-مردم-در-دفاتر-مددکاری-اجتماعی-قوه-قضائیه/
  • 26 خرداد 1400

    عسل

    من یک خواهر ۷سال دارم خودمم ۱۲سالمه اصلا با هم نمی سازیم همش داریم با هم دعوا میکنیم با اینکه بیشتر تقصیر خواهر بوده ولی مادرم میگه اون بچه میگم دختر ۷ساله بچس و هی با هم لجیم میشه بگید چه کار کنم ؟

  • 20 خرداد 1400

    ناشناس

    من ی اجی دارم 7 سالشه همش منو اذیت دورغ میگه منو جلو همه ضایع میکنه منم یازده سالمه بیشتر راهنمایی کنید?

  • 20 خرداد 1400

    زهرا

    سلام من زهرا هستم مطلب آوزشی و خوبی بود من ۱۰ سالم هست و داداشم ۵ سالش هست الان که این پیامو میفرستم ۴:۳۰ شب هست و هی میگه نخواب آبجی بیدار باش بیدار باش و اگه گوش ندم و بخوابم جیغ میزنه مامان و بابا هم بلند میشن منو دعوا میکنن همه مسئولیت هاش با منه بیشتر وقتا که مامانم میره بیرون من و جواد خونه هستیم جواد از من کوچک تره باید به من بگه آبجی الان هم بهم میگه آبجی ولی خیلی سرش دعوا شده مامان هم میگه اشکال نداره بزار بهت بگه زهرا یا مثلا بعضی وقتا میگه تو هم بهش بگو داداش منم از کاراش متنفرم یا مثلا من دارم با گوشیم به مامان پیام میدم واجبه یهویی میپره گوشیمو میگیره یا مثلا انقدر ترسو هست که نمیذاره یه سرویس بهداشتی برم ترخدا بهم راه حل بدین با چی سر گرمش کنم یهو گیر میده دز د و پلیس بازی کنیم یهو گیر میده من حال ندارم خب البته خیلی دوستش دارم ولی بعضی وقتا کارای خییییییلی بد میکنه من یه دونه آروم میزنمش بعد میره میگه ماااان آبجی منو زد با گریه اگه میشه یه راه حل خوب بهم بدین نگین دفتر نقاشی بده بهش نقاشی بکشه با این چیزا سا کت نمیشه الان گریم گرفته نمیتونم بخوابم?

  • 17 خرداد 1400

    فرنوش

    سلام من خواهرم ۱سالشه ومن هم 11سالمه خواهرم منو خیلی اذیت می‌کنه و من نمی دونن باهاش چی بازی کنم ? ولی الان با نکته های شما فهمیدم خیلی ممنون ??????????????⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩⁦♥️⁩???

  • 17 خرداد 1400

    کوثر

    سلام ممنون از مطالبتون . من 13 سالمه و خواهرم 11 سالشه و خیلی لج بازه و کلا داره عروسک بازی میکنه و من اصلا حوصله م نمیشه بشینم باهاش خاله بازی کنم و در کل خیلی رو مخه و همیشه هر اتفاقی هم که میافته هی بهش میگم یسنا این کاره رو نکن اما بازم انجامش میده تا اخر مامان و بابا بهش میگن غلطه . و همیشه هم منو بد جلوه میده و چه دعوا ها و تنبیه هایی که من بخاطرش نشدم اصلا خواهر خوبی نیست و مثلا من بهش میگم یسنا بیا مثلا منچ بازی کنیم دااااااد و جیغ میزنه که وایی ولم کن در صورتی که من یه بار یه چیز رو بهش گفتم ولی داد میزنه تا بابا و مامانم بیان و منو دعوا کنن و بگن چرا این کار رو کردی و اون موقع هم تنبیه بشم . چرا ماد و پدرم همش حرف اونو گوش میدن ؟؟؟ بعضی وقتا فک میکنم مامان و بابام اون رو بیشتر از من دوست دارن و دارن بهم ناحقی میکننن. کمک کنید لطفا ...

  • 13 خرداد 1400

    علی

    سلام وقتتون بخیر خیلی ممنون میشم راهنماییم کنید . من یه برادر ۶.۵ ساله دارم ، این بچه دهن منو سرویس کرده انقد منو حرص میده ، به هرکس میگم میگه بچس ، تو بزرگتری هی از این حرفا ، ببینید من اصلا کاریش ندارم ، میاد منو اذیت می‌کنه . به حضرت عباس اگه اون مقصر باشه به مادرم میگم میگه بچس ، اگه کاری که کرده رو طلافی کنم می‌ره مادرم میگه ، چقد فوش میخورم ، بخدا دیوونه شدم ، انقد اذیت شدم به فکر خود کشی ام تازه ی چیزی هم بهش میگم ماشاالله انقد خودشو سر میزنه یا اینکه می‌ره همش دروغ میگه . خودشو میزنه میگه من زدم ، بابا دیوونه شدم ، دوستان تک فرزندی از همه چی بهتره ، چیزی که اصلا ب درد نمیخوره خواهر برادری خواهش میکنم اگه راهی دارید بگید

  • 5 خرداد 1400

    Helya

    سلام ممنون مطالب آموزنده ای بود. من و برادر کوچیکم رابطه ی عالی ای داریم و جفتمون خیلی برای هم احترام قائلیم و به هم محبت می کنیم. من خیلی براش وقت می ذارم اما متاسفانه به خاطر مدرسه کمی کمتر می تونم بهش توجه کنم مطالب خوبی بود برای اینکه از وقتی که براش می ذارم حداکثر استفاده رو ببریم.

  • 27 اردیبهشت 1400

    ناشناسم

    سلام ممنون از مطالبتون به نظر میاد که مطالبتون مفیده ولی من‌ نخوندم من‌ یک برادر دارم (بدم میاد که بهش برادر بگم) اولا دوستش داشتم با اینکه برادر خوبی نبود برام، اذیتم می کردم رواعصابم بود و... ولی بازم دوستش داشتم دشمنم که نبود، برادرم بود . الآن 14 سالشه، یک شب اومد به من‌ دست زد ( دیگه خودتون بفهمید) بعد بلند شدم ازش فاصله گرفتم (الآن دیگه من‌ توی یک اتاق دیگه میخوابم) (به مامانم نگفتم ای قضیه رو چون نمی خواستم مامانم هم ازش دلسرد بشه. اون به غیر از من‌ ومامانم کسه دیگه ای رو نداره) دیگه بهش اهمیت نمیدم دوستش ندارم ازش بیزارم مثل یک غریبه شده برام ولی خب خیلی بده باهم توی یک خونه ایم خیلی بده. به نظرتون چکار کنم ?

    مقاله کده : سلام مرسی که که مقاله کده رو جای امنی دونستی که بیای و حرفت رو بزنی و اینکه متاسفم که همچین احساسات خیلی بدی رو تجربه کردی. اما برای آینده بدون که چیزی که در گذشته اتفاق افتاده قرار نیست سرنوشت تو رو رقم بزنه. من پیشنهاد میکنم در مورد این قضیه اگر مشاور توی مدرسه یا دانشگاه داری... اگر به مشاور میتونی مراجعه کنی یا کسی در جایگاه مشاور که هم توانایی درکت رو داشته باشه و هم به هیچ وجه با خانواده به طور مستقیم در ارتباط نیست... مراجعه کنی. امیدوارم که روزهای قشنگی واست رقم بخوره :)
  • 25 اردیبهشت 1400

    سوگند نبوی

    سلام من از خواهرم ناراحتم کمکم کنید تا باهاش خوب شوم

  • 23 اردیبهشت 1400

    فاطمه زهرا

    سلام من یک خواهر 14 ساله ام من یک خواهر 11 ساله و یک برادر 8 ساله دارم اینا همش منو مسخره میکنند فحش میدن من اذیت میکنند من موقع انجام کاری هستم اونا سریع فوضولی منو میکنند من اونارو وقتی به دنیا اومدن عاشقشون بودم بغلشون میکردم الان تا میرم خواهرمو بغل کنم به من عحش میده و به من روی سرد نشون میده بعضی وقت ها اینقدر با من سرده و مغروره که من همیشه گریه میکنم من خیلی دوستش دارم من ادم مهربونیم او به من خیلی بی احترامی کرد منو اذیت کرد با حرف هاش قلبمو شکوند ولی من هنوز دوستش دارم اما یکسالی شده نه بغلش میکنم نه بوس نه حرف های محبت امیز بحش میزنم الان ازش بدم میاد برادرم تو جمع به من فحش میده تو خونه راه میره هی صداهای مضخرف در میاره توی دوچرخه بازی میپیچه جلوی من از قصد که من بخورم زمین که همه به من بخندند اما باهمه ی این رفتار ها موقع مریضی من هوامو داره چه فایده بقیه موقع ها هوامو داشته باشه داداشمم دیگه کم کم داره از چشم میوفته دارن کاری میکنن که من فقط مامان بابا مو دوست داشته باشم و مقابل انها سنگ دل باشم این اواخر زدم از قصد دست خواهرمو باچاقو بریدم اصلا دلم براش نسوخت هقش بود 6 تا بخیه خورد خوبش کردم ??????

  • 18 اردیبهشت 1400

    Hhhh

    سلام من 16 سالمه و یه خواهر 9 ساله فوق العاده بی ادب و بی تربیت و بد دهن دارم از دستش خسته شدم تقریبا یکسال و خورده ای هست که باهاش قهرم و حالم ازش به هم میخوره مدام بی ادبی میکنه و بی دلیل اداهای مسخره در میاره بهش بی محلی میکنم و اهمیتی نمیدم ولی بعضی اوقات واقعا نمیشه ندیده گرفت کاراشو خیلی بی ادبه و اصلا احترام نمیزاره بهم حتی تو جمع بقیه طبق معمول هم مادر پدرا حق رو به کوچیکه میدن??‍♀️ حس خیلی بدیه واقعا ازش بدم میاد? جوری که از اینکه شکست میخوره یا آسیب میبینه خوشحال میشم چجوری رابطمونو خوب کنم؟ سعی کردم ولی دو هفته بیشتر دووم نیاورده دوستیمون بی ادبی و بد دهنی میکنه و نمیتونم باهاش کنار بیام صحبت هم کردم باهاش که خودتو کنترل کن زود حرف بد نزن و اینا... ولی نمیشه ???

  • 13 اردیبهشت 1400

    امیرعلی

    سلام من یک پسر16ساله ام ویک خواهر5ساله دارم من وقتی که کوچیک بودخیلی هواشوداشتمو دوسش داشتم ولی الان حدود2یاسه ساله همش باهم دعوامیکنیم همش من به اون بی محلی میکنم کارهایی که میخوادو یک وقت هایی میگه که من اصلا نمیتونم بهش کمک کنم همش سرش دادمیزنم همش در وروش میبندم که یک وقت نیاد وسایلم رو خراب کنه من چون بچه ی اول خانواده ام همه چیزی دراختیارم است ولی آبجیم چیززیادی نداره نمیدونم بایدچطور خودمو کنترل کنم تا بتونم برادرخوبی براش باشم اون هی بهم میگه بگو آبجی ولی من نمیگم نمیدونم چطورباید باهاش رفتار کنم که یک رابطه ی خواهربرادری خوبی باهم داشته باشیم یا اینکه مثلا تبلت میخوادمن بهش نمیدم موقعیم که میدم شارژنداره یا بهم میگه فیلم بزاربرام منظورم برنامه کودک براش نمیزارم واون عصبانی میشه وهمش به خاطر کارهای من گریه میکنه بعضی مواقع هم یامنو مسخره میکنه یا اینکه منوبدجوری میزنه لطفا بگین باید چطوررفتارکنم تامنوخواهرم باهم خوب بشیم وهم دیگرودوست داشته باشیم

  • 12 اردیبهشت 1400

    ........

    من 12 سالمه داداشم یه سال و چند ماه بزرگتره زیاد تفاوت سنی ای نداریم اون هی منو تحدید میکنه میگه اگه فلان کار را نکنی من میزنمت چند بار منو تحدید کرد که اگه نکنم منو از تو خونه پرت میکنه (مامان و بابامم معمولا میرن و تنهاییم )و اخر طبق حرف بابام فرمان بری نکردم و منو با پای برهنه با کتک و... و با لباس تو خونه پرتم کرد در واقع همین اوایل ماه اردیبهشت و اواخر خرداد تو خونه تنها بودیم غذا می پختیم منم زیاد غذا بلد نیستم درست کنم چند غذاییه که تاحالا درست نکرده بودمو گفت که چه شکلی درست کنم و بعد ولم کرد و گفت برو درست کن منم ازش چند بار پرسیدم بیا ببین اینجاش پخته یا نه نمیومد منم نمیدونستم چی کار کنم یکم کم پختم و ادویه نزدم غذای خوبینشد و عصبانی شد (اخه اولین بارم بود درست میکردم بعد عین پلو و املت و اینا ساده نبودو اونم هیچی دخالت نمی کرد) بعدش مجبور بودم هر روز ظرف ها را تمیز کنم خیلیییییی بد بود بعد امسال ازمون تیزهوشان دارم خیلی استرس دارم و اون میاد استرسمو 100 برابر میکنه بجای اینکه بجای اینکه بیاد دلداریم بده بگه تو تیزهوشی مگه نمیبینی چند قانون ریاضی خودت برا مساحت دایره ساختی و بعد تو 7 کتاب کلفت تست زدی در حالی که خودشم میدونه سریع ناراحت میشم بگید چی ا کنم که بفهمه منو ناراحت میکنه با این حرفا

  • 5 اردیبهشت 1400

    مونا

    اینا مشکلارو حل نمیکنه

  • 5 اردیبهشت 1400

    سارینا

    کمکم دارم احساس بد بختی میکنم با دادشم

  • 5 اردیبهشت 1400

    دینا

    واییییییی دیوانه شدم ب این برادرم که من خودم 10 سالمه و برادرم 4 بی ادبه هی منو با همچی میزنه ه میاد تو ی اتاقم و همه چیمو خوراب می کنه مامانم همش حقو به اون میده

  • 1 اردیبهشت 1400

    مارال

    من ۱۷ ساله هستم و ی خواهر ۹ ساله دارم ک فوق العاده از نظر ابله و غیر قابل تحمل هستش بدون دلیل و از روی خودخواهی این حرف رو نمی‌زنم بارها خودش ثابت کرده روابطمان در سطح خیلی بده و کم کم داره گستاخ میشه و بهم فحش میده نمی‌دونم چطور برخورد کنم باهاش ک بهم احترام بگذاره

  • 30 اسفند 1399

    ?Avin?

    سلام من 12 سالمه از وقتی 7 سالم بود « کلاس اول بودم » دلم یه خواهر میخواست هرچی به پدر و مادرم میگفتم قبول نمیکردن تا اینکه تقریبا 5 یا 6 ماه پیش نشستم براشون دلایلمو گفتم که چرا خواهر میخوام گفتم تنهام و بعدا که بزرگ شدم و بچه دار شدم بچه هام یه خاله یا دایی میخوان و دلایل دیگه. مامان و بابامم به نظر اومد قانع شدن یکی دو هفته بعدش گفتن چی میخوای خواهر یا برادر گفتم خواهر میخوام چون خودمم دخترم بهتر باهم کنار میایم. بعد از چند هفته دیگه کلا فکر میکردم براشون اهمیت نداره وقتی تولدم شد موقعی که میخواستن کادو بهم بدن مامانم برگه سونوگرافیشو بهم داد که باردار شده بود. اون شب از ذوقم تا صبح بیدار موندم بعد از اگه اشتباه نکنم 4 یا 5 ماه که فهمیدم بچه دختره خیلی بیشتر خوشحال شدم تا الان هرشب یه 10 هزار تومانی برای اینکه خواهرم سالم باشه میذارم کنار. لطفا دعا کنین سالم و سرحال باشه و عیب و نقص بدنی و هوشی ای نداشته باشه واقعا به دعاهـاتون نیاز دارم خیلی ذوق زده ـم مامانم الان 7 ماهه بارداره 2 ماه دیگه مونده تا خواهرم به دنیا بیاد وایییییییی خیلی خوشحالم که بالاخره بزرگترین آرزوم داره به حقیقت تبدیل میشه. لطفا برای خواهرم دعا کنین. ممنون^^ راستی ممنون از سایت مقاله کده که مطلب به این کارآمدی گذاشتید مطمئناً همه استفاده میکنن و به دردشون میخوره مخصوصا خود من :)

  • 22 اسفند 1399

    ژینا

    سلام من ۱۱ سالمه و ۲ تا برادر یکی ازم ۲ سال بزرگ تر یکی ۲سال کوچیک تر خیلی دوستشون دارم کوچیکه وقتی حوصلش سر میره میاد قربون صدقم میره ولی وقتی کاری نداره هیچ کاری که باهام نداره هیچ اذیتم هم می کنه بزرگه که هیچ خیلی خیلی با هم بدیم اصلا با هم نمیسازیم چون اون بزرگ تر مادر پدرم میگن تو کوتاه بیا من کوتاه میاد و از کوتاه اومدنم هم ناراضی نیستم ولی این دیگه منصفانه نیست که من دادم تکالیف می نویسیم داداش بزرگم می زنه تو سرم من خیلی ناراحت میشم ولی چه فایده اگه بزنمش هم فایده نداره اون دوباره میزنم کوچیکه یه هفته پیش روز جمعه چون حوصلش سر رفته بود خواست منو بیدار کنه هر کاری کرد بیدار نشدم چون خوابم سنگینه آب جوش که مادر برای اینکه چای درست کنه گذاشت سره گاز برادرم برداشت ریخت تو صورتم من ۲ روزش همین جور گریه می کردم خلا صه خیلی باهم ماجرا داریم می خوام بدونم راه چاره ایی هست که این برادرم عوض شن ممنونم

  • 18 اسفند 1399

    نگین

    سلام من یه خواهر بزرگتر از خودم دارم بعضی وقتا مهربونه بعضی وقتا خیلی عصبی من بهش مهربونی میکنم اما اون نه جبران میکنه نه یه مرسی و...میگه وقتی یه کار دارم و باید یکی کمکم کنه صداش میزنم میگه خودت انجام بده من نمیخوام بیام هرروز باهم دعوا داریم لطفا بهم بگید چطوری باهاش رفتار کنم که گوش کنه و باهام مهربون باشه ؟؟؟؟

  • 16 اسفند 1399

    هیرو کرمی

    سلام من یک خواهر بزرکتر دارم که ۱۳ سالشه اون خیلی وقتا میزنه تو ذوقم بهم بی اعتنایی میکنه،خیلی وقتا بهم تشر میزنه بعضی وقتا هم در روم میبسته من باید چیکار کنم که دوستم داشته باشه و اخلاقش عوض بشه؟

  • 13 اسفند 1399

    ستاره

    سلام . من یک داداش دام عشت سال از خوم کوچک تره رابطه ما با هم خوبه ولی من یکم جدیدا اعصابم ضعیف شده ولی اون با من خیلی مهربونه و جدیدا ناراحت می بینمش چ کار کنم

  • 10 اسفند 1399

    sogand

    سلام من دو تا برادر دارم یکیش دو سال ازم بزرگتره اون یکی ۸ سال ازم کوچیکتره با بزرگه که یکسره یکی به دو میکنیم فقط موقعی که بهم نیاز داره میاد قربونت صدقه ام می‌ره ولی وقتی من ازش یکاری بخوام کوتاهی می‌کنه کوچیکه هم که خیلی رفتارش با من بده کلا نسبت به من حالت تهاجمی داره کافیه یه چیزی بهش بگم حتی محبت آمیز حتی یه چیز مثبت هم باشه با تندی باهام رفتار می‌کنه و دست درازی می‌کنه ولی به مادرم خیلی محبت می‌کنه بغلش می‌کنه و بوسش می‌کنه ولی وقتی من بخوام بغلش کنم منو پس میزنه با بزرگه که دیگه ناامید شدم ولی برای کوچیکه می‌خوام یه خواهر خوب و همدم خوبی باشم براش که همه حرفاشو بیاد بهم بزنه ولی اصلا اینجوری نیست لطفا راهنمایی کنید ممنون که تا اینجا خوندید ????

  • 3 بهمن 1399

    رضا

    سلام.من 22سالمه ویه برادر کوچکتر دارم که 15 سالشه.اون خیلی زود رنجه و اعصاب نداره و زود از کوره درمیره اما راستش من هم یکم محدودش میکنم و مدام با هم کلکل میکنیم و میدونم که من باید کوتاه بیام ولی یکم برام مشکله همو درک نمی‌کنیم لطفاً راهنماییم کنید با تشکر.

  • 2 بهمن 1399

    ثنا

    داداشم ازم بزرگ تره و همش بهم زور می گه دوستش دارم همش اذیتم می کنه دارم نماز می خونم می زنه تو پشتم می میرم تو یک خونه باهم زندگی می کنیم بابا و مامانم طبقه پایین ما هستن من خودم خواستم پیش داداشم باشم ولی اون ازم عصبانیه نمی گم دوستم نداره فقط موقعی که بهم نیاز داره میاد دوستاش میان خونمون باهام بد رفتاری می کنه خیلی دوستش دارم کمکم کنید

  • 29 دی 1399

    Fateme

    سلام من یه داداش دارم که از خودم ۵ سال کوچیکتره ولی همش به من زور میگه و وقتی کاری که میگه رو انجام ندم عصبی میشه و منو میزنه با این سنه کمش این کارارو میکنه خیلی دلم میخواد که یه دوست و خواهر خوبی براش باشم میشه بگین چیکار باید بکنم؟

  • 28 دی 1399

    الهه

    من یه برادر و خواهر کوچکتر از خودم دارم همیشه با داداشم دعوا دارم حتی با این خواهر پنج سالم هم دعوا دارم خییلی دوس دارم که خواهر خوب و مهربون باشم اما من زود عصبانی میشم و تحمل حرف های بچگانه رو ندارم زود تو ذوقشون میزنم لطفا کمک کنید

  • 14 دی 1399

    کلنساگساگساک

    سلام من با خواهرم مشکل دترم کمک کنید خیلی اذیت نی کنه میخواد مامان و بابا برای اون باشن فقط

  • 26 آذر 1399

    غزال

    سلام من یه خواهردارم که تفاوت سنی خیلی کمی داریم (۲سال)خیلی هم باهم صمیمی هستیم من خواهربزرگترم مشکلمون اینه که همیشه توخونمون دعواس ونسبت به هم حسادت میکنیم شاید برای اینه که تفاوت سنیمون خیلی کمه مطالب خوبتون حتماکمکی بهمون میکنه?♥️

  • 16 آذر 1399

    ...

    من یه خوههر دارم که ازم 3 سال بزرگ تره...من 13 سالمه و رابطم با خواهرم خیلی بده اون مدام با دوستاشه و منو نادیده میگیره و فقط تو روز تولد بهم میگه دوست دارم در صورتی که فقط حرفه چون حتی تو روز تولدم هم باهام بحث میکنه....خیلی خسته شدم از دستش نمیدونم دیگه باید چه جوری رفتار کنم...خیلی منو ناراحت میکنه...میشه بگید باید چی کار کنم؟؟ خیلی حالم بده خیلی ناراحتم ممنون میشم اگه کمکم کنید

  • 29 آبان 1399

    Mmm

    سلام من دارم ازدواج میکنم و یه برادر 10 ساله دارم که مخالف ازدواج منه و احساس میکنه با ازدواج من اون تنها میمونه نمیزاره با نامزدم حرف بزنم بهش حسودی میکنه هروقت نامزدم میخواد برام چیزی بخره میگه اون چرا برای تو کادو میاره و این حرف ها الان من باید چکار کنم?

  • 8 شهریور 1399

    ملیکا

    سلام من یه خواهر کوچیکتر دارم 6 سالشه منم 10 سالمه من که یکم با خواهرم مهربون می شوم از من انطظارش میره بالا گوشم نکنه میگه ااااااهههه از دست تو من چی کار کنم و بعد می ره به مامانم میگه و مامانمون که میخواد مارو با هم اشتی بده بد تر می شه و خیلی خواهرم لج بازه حرف گوش نمیده داره حرف می زنه اگر یک لحظه حواسمکن پرت شه دستش رو مشت می کنه می کوبه به در و دیوار و گریه می کنه اگه یه کمکی کنید ممنونتون می شم?

  • 4 شهریور 1399

    کوثر

    سلام من 11 سالمه و برادر من 4 سالش هست با اون بچه گیش میخواهد به من زور بگه من بعضی از حرف هاشو قبول میکنم ولی وقتی به بعضی حرف هاش گوش نمیدم میزنه زیر گریه داد میزنه منو میزنه میره سر مامان بابام دادو بی داد میکنه خواهش میکنم راهنماییم کنید??????

  • 9 مرداد 1399

    Emma

    مطالب خوب وآموزنده ای داشت

  • 1 مرداد 1399

    زهرا

    مطالبتان منطقیه ولی خواهر من منطق سرش نمیشه هر چی که میخاد حتی اگه سر کوه قاف هم باشه باید براش بخریم یه جوراب میخرم باید برا اونم بخریم وگرنه نمی دانید چه میکنه خونه رو بهم می ریزه که منو دوست ندارید و چون اون (منظورش منم) بچه اوله همه چی داره و..‌.این حرفا واقعا سر هر چیزی باهام دعوا میکنه نشده یه روز بهم فحش و ناسزا نگه بار ها شده که تو جمع ضایعم کرده بد جور.خیلی ناراحتم هر کاری میکنم تا بهش نزدیک بشم بهترین چیز هارو براش میخرم با ترس و لرز خرید هایب که برا خودم کردمو میبرم تو اتاق وگرنه اگه ببینه میگه چه زشته و (خیلی خیلی ببخشید) گ.ه تو سلیقت.ولی ما نباید یه کلمه بهش بگیم بالای چشمت ابروعه .اون همه رو حتی مادر و پدرم رو از خودش میرونه سر مامان و بابام هم داد می کشه واقعا نمیدونم چی کار کنم تا یه خواهر خوب براش باشم.

  • 31 تیر 1399

    رویا

    سلام منم یک داداش دوساله دارم که تقریبا ده سال باهم اختلاف سنی دارم.خیلی دوستش دارم ولی از روی دوست داشتنم یا به زور بوسش میکنم یا هی کخش میریزم.براهمون مامانم و اطرافیان هی منو دعوا میکنن و باعث احساس بدی تو خودم میشه.برام دعا کنین که بتونم درست رفتار کردن رو یاد بگیرم.ممنون♡

  • 17 تیر 1399

    هستی

    من یک برادر ۸ ساله دارم خودم ۱۲ سالمه ولی برعکس به سنش خیلی مثل بچه دو ساله ها رفتار میکنه، همش گریه میکنه نق میزنه یا مثلاً بخاطر بستنی بهونه میاره همش من رو بد جوری میزنه تا حالا چند بار دماغ و و لب خونی شده بلند بلند بهم فحش میده. حرف هاش هم همش درباره ی پی اس فور و کم کم داره خستم میکنه دارم ازم شعر های بد می سازه بعد وقتی من هم در بارش شعر میسازم گریه میکنه. میشه بیشتر کمک کنید؟

  • 14 تیر 1399

    سارینا

    من یک خواهر کوچک تر از خودم دارم خواهرم ۳ سالشه و من ۱۲ سالمه همش سر همه چی گریه میکنه . آدمو میزنه و...... واقعا خسته شدم نمی دونم چی کار کنم دیگه لطفا کمکم کنید.

  • 27 خرداد 1399

    پانیذ

    من یه برادر کوچیک تر از خودم دارم که دو سال از من کوچیک تره با اینکه اختلاف سنمون کمه ولی خیلی باهم دعوا می کنیم و همیشه سعی میکنه منو جلوی همه ضایع کنه نمی دونم مشکلم چیه امیدوارم روشهای بالا جواب بده

  • 16 خرداد 1399

    اترین

    من هم قراره برام یه خواهر خوشگل بیاد که حدود ۱۳سال ازش بزرگترم من ادم مهربونیم ادمارو دوست دارم خوش خندم هر کدوم از بچه های خانواده که منو میبینه همون لحظه باهام دوست میشه و خوب بلدم چطور سرگرمشون کنم ولی هیچ وقت سرشون داد نمیزنم و اگر مثلا گریه کنن قلقلکشون میدمو میگم برا من گریه میکنی ؟میخوای منو گول بزنی که بعد کلی میخندن و دوباره باهام بازی میکنن هر بچه ای که منو میبینه دیگه یادش نمیاد مادرم داره میخواستم تجربم برای بچه ها بیشتر باشه تا با خواهر خودمم خوب رفتار کنم

  • 31 اردیبهشت 1399

    حمزه

    سلام من یه پسر عمو دارم که مثل بردارم میمونه و تک فرزنده به خاطر همین همیشه پیش منه . من خیلی دوسش دارم اما بعضی وقت ها عصبانی میشم و باهاش دعوا می کنم.حتی بهم گفت چرا انقد همیشه عصبانی هستی! منم معذرت خواستم و از اون موقع دیگه باهاش دعوا نکردم .

  • 28 اردیبهشت 1399

    Fatima

    سلام من یه برادر دارم از من خیلی متنفره هر کاری میکنم نمی تونم باهاش رابطه خواهر برادری ایجاد کنم به خاطر یه خبر چینی یکسال میشه انگار یه خواهر نداره هر کاری میکنم بهش نزدیک بشم نمیشه روش های بالا بدردم نخورد ولی مرسی که گذاشتین

  • 28 اردیبهشت 1399

    مهدی

    جواب داد ممنون

  • 26 اردیبهشت 1399

    نفس

    ممنون خیلی خوب بود

  • 24 اردیبهشت 1399

    پانته ا طولابی

    من قراره برام داداش بیاد برام دعا کنید که سالم باشه و بتونیم همدیگر رو درک کنیم

  • 3 اردیبهشت 1399

    ساره نصری

    سلام نظر من خوبه ولی من یه داداش دارم بزرگتر از خودمه بعضی موقعه ها انقدر بوسمم میکنه از دستش عصبانی میشم بهش میگم دیگه دوستت ندارم یا سرش داد میزنم .یا بعضی موقعه ها به کمک من نیاز داره من بهش کمک میکنم وقتی من ازش کمک میخام اصلا انگار نه انگار کسی داره باهاش حرف میزنه دیگه نمی دونم باید چیکار کنم این کار هایی که گفتید فایده ایی نداشت ولی ممنون

    مقاله کده : ساره جان اینکه شما با اینکه کوچیکتر هستی سعی میکنی یادبگیری که چطور خواهر خوبی باشی خیلی خوبه و باید به خودت افتخار کنی.
  • 31 فروردین 1399

    سارا

    مرسی از مطالب خوبتون

  • 4 فروردین 1399

    Sety

    اموزنده بود

  • 15 اسفند 1398

    متین

    مطالب آموزنده ای بود

اگر دوست دارید، نظر خودتون رو درباره این مطلب بنویسید