اوقات فراغت و ریسک چاقی مزمن
تحرک در اوقات فراغت و ریسک متابولیک در طولانی مدت

پزشکی و روانشناسی
پژوهش

 هدف از این پژوهش بررسی تاثیرات دوگانه فعالیت فیزیکی معمولی و  شدید و همچنین نشستن در اوقات فراغت بر ریسک طولانی‌مدت چاقی مزمن و خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک است(هدف از خوشه‌بندی، تقسیم داده‌ها به گروه‌های مختلف است). مدت زمان فعالیت فیزیکی شدید و خفیف و نیز نشستن در زمان فراغت از طریق پرسشنامه‌ای بین سال‌های 1997 و 1999 میان 3.670 شرکت‌کننده از مطالعۀ وایتهال کوهورت 2 ارزیابی شده است (73% مرد، میانگین سنی 56 سال). الگوهای رگرسیونی منطقی چندمتغیرۀ تنظیم شده، به بررسی رابطه میان فعالیت فیزیکی و نشستن در زمان فراغت، با احتمال چاقی مزمن و ریسک متابولیک مزمن (مانند کلسترول HDL پایین، تری‌گلیسرول بالا، فشارخون بالا، افزایش قندخون، مقاومت در برابر انسولین) در میان 5 و 10 بیماری می‌پردازد. 

فعالیت فیزیکی و عدم نشستن در فراغت با چاقی مزمن مرتبط بود. کمترین احتمال چاقی مشاهده شده در افراد، حاکی از فعالیت فیزیکی بالا و نشستن کمتر در زمان فراغت است (OR=0.26؛ 0.11 CI 95%، 0.64)، (با تاثیرات ضعیف‌تر پس از 10 سال بود). درمقایسه با افراد با فعالیت فیزیکی پایین (کسانی که زمان بیشتری را در اوقات فراغت صرف نشستن می‌نمایند) آنهایی که از فعالیت فیزیکی و نشستن هنگام فراغت به صورت متوسط برخوردارند، از احتمال خوشه‌بندی ریسک متابولیک مزمن پس از 5 سال برخوردار هستند (OR0.53;95%CI0.36,0.78) که در آن احتمال مشابهی پس از 10 سال نیز  وجود دارد. نشستن کم و فعالیت زیاد می‌تواند برای کاهش ریسک چاقی مزمن مورد مفید باشد. روابط مربوط به توسعۀ خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک از وضوح کمتری برخوردار است و نتیجه گیری در این خصوص کمی مشکل به نظر می‌رسد.

 

مقدمه. 1

شیوه‌ها 1

نتایج.. 1

خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک مزمن.. 1

بحث... 1

نتیجه‌گیری

مقدمه

چاقی با خوشه‌بندی ناهنجاری‌های متابولیک مانند فشار خون بالا، دیس‌لیپیدمیا(Dyslipidemia)، مقاومت به انسولین و قندخون بالا ارتباط دارد. با این وجود، در جمعیت کلی، خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک در هر دو گروه بزرگسالان چاق و معمولی مشاهده شده است. ابتلای طولانی مدت به بیماری‌های قلبی و عروقی و خطر مرگ و میر وابسته آن، با این فاکتورها نشان داده شده است. این روند حاکی از آن است که خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک و چاقی، می‌تواند تا حدی متفاوت از "مولفه‌های بالینی کلی سلامتِ متابولیک" باشد.

فعالیت فیزیکی و نشستن زیاد، دو رفتار معمول مرتبط با سبک زندگی هستند که به سلامت متابولیک و چاقی مرتبط بوده و نیز با انواع بیماری‌های مزمن مانند دیابت‌های نوع 2 و بیماری‌های قلبی و عروقی و با تمام انواع مرگ و میرها ارتباط دارد. فعالیت فیزیکی نه تنها به عنوان تحرک کم، که با شدت متوسط و یا شدید ارزیابی شده که مستلزم ارزش متابولیکی معادل(MET) در دست کم 1.6 واحد است. نشستن زیاد به نوبۀ خود با چاقی ارتباط دارد؛ یعنی در آن باید  ≤1.5 METs باشد و می‌تواند به طور مستقل بر ساز و کارهای سلامت تاثیر گذارد؛ مانند اختلال در فعالیت لیپوپروتئین لیپاز  یا صرفاً از طریق کنترل  و "کم و زیاد کردن توان فعالیت فیزیکی" از حد  متوسط تا شدید.

اگرچه شواهدی وجود دارند که نشان می‌دهد  نشستن زیاد برعکس فعالیت، به شدت با چاقی همراه است و این رفتارها به ریسک‌فاکتورهای متابولیک از جمله فشار خون، چربی‌خون، قند خون و انسولین ارتباط دارند. با این وجود، شواهد آینده‌نگرانۀ محدودی در حمایت از نقش آنها به عنوان فاکتورهای پیشگیرانه در مقابل افزایش وزن و چاقی وجود دارد. فعالیت فیزیکی با کاهش ریسک مربوط به توسعۀ خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک مرتبط است و این در حالی است که نشستن زیاد با افزایش ریسک مرتبط است.

پژوهش‌ها اغلب، فعالیت فیزیکی و نشستن را مدنظر قرارمی‌دهند؛ با این وجود، چنین رفتارهایی به لحاظ سبک زندگی تعاملی مدرن امروزی، بسیار به یکدیگر نزدیک هستند. شواهد مربوط به تاثیرات ترکیبی آنها بر افزایش وزن یا چاقی در مطالعات مقطعی محدود است. یکی از مطالعات به این نتیجه رسید که ترکیب فعالیت فیزیکی زیاد و کم‌تحرکی کم با کاهش خطر افزایش چاقی مرتبط است. با این حال، تاثیرات ترکیبی آنها بر خطر توسعه خوشه‌بندی عامل متابولیک هنوز بررسی نشده است. همچنین اهمیت نسبی ترکیب فعالیت فیزیکی در زمان فراغت، در مورد خطر توسعه چاقی و خطر توسعه خوشه‌بندی عامل متابولیک در یک چارچوب تحلیلی ویژه بررسی نشده است.

هدف از این تحقیق، تعیین این روابط است. چنین امری با "بررسی خطر طولانی‌مدت چاقی رایج" و همچنین "خطر توسعه خوشه‌بندی عامل متابولیک در سطوح و ترکیبات مختلف فعالیت فیزیکی و زمان فراغت" میسر شده است.

شیوه‌ها

جمعیت آماری:

تحقیق واتهال دو، تحقیقی است جامع، در مورد کارکنان دولت، شامل 10380 نفر استخدام شده در بین سال‌های 1985 و 1988. این شرکت‌کنندگان در هر پنج سال تحت معاینات پزشکی قرار گرفتند و داده‌های مربوط به زمان استراحت و فراغت اولیه در سال 1995 تا 1997 ثبت شدند. رضایت کتبی در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفت و تایید اخلاقی نیز از کمیته پژوهش‌های اخلاقی دانشگاه لندن به دست آمد. 

 

فعالیت فیزیکی و استراحت و عدم تحرک در اوقات فراغت

فعالیت بدنی به عنوان بخشی از پرسشنامه 1997 تا 1999 با استفاده از نسخه 20 درایه‌ای تغییر یافته پرسش‌نامه در خصوص فعالیت فیزیکی، که ارائه شده توسط دانشگاه مینه سوتا بود مورد ارزیابی قرار گرفت. افراد زیادی شرکت در دوره‌های "ورزشی-تفریحی" مختلف از جمله پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری، سرگرمی‌های خانگی و باغبانی را گزارش دادند. دوره‌ها از نظر میزان شدت فعالیت مورد بررسی قرار گرفتند و از متوسط به شدید به سه دسته تقسیم‌بندی شدند: 

1- پائین:  صفر تا یک و نیم ساعت فعالیت در هفته 

2- متوسط: یک و نیم ساعت تا چهار ساعت و بیست و پنج دقیقه در هفته 

3- بالا: چهار ساعت و بیست و هفته دقیقه تا 20 ساعت و 56 دقیقه در هفته  

همچنین موارد زیر از شرکت‌کنندگان پرسیده شد:  

- به طور میانگین چند ساعت در هفته زمان خود را به نشستن در خانه و تماشای تلویزیون، حرکات موزون و پشت میز می‌گذرانید؟ 

* این پرسش مربوط به شرکت‌کنندگانی بود که یکی از 8 پاسخ را انتخاب کرده بودند: هیچ‌کدام، یک، دو تا پنج، شش تا ده، یازده تا 20 ، 21-30، 31-40 و در نهایت بیشتر از 40 ساعت.

نقطه‌ های میانی هر بازه زمانی با هم جمع شدند تا تابعی پیوسته را شکل دهند و در نتیجه هر واحد نشان‌دهنده یک ساعت استراحت و بی تحرکی (مثل نشستن) بود؛ سپس مجموع واحدها در اوقات فراغت و استراحت به سه قسمت تقسیم شدند : 

1- پائین: صفر تا 11 ساعت و سی دقیقه در هفته 

2- متوسط: 15 الی 23 ساعت در هفته 

3- بالا:  25 الی 90 ساعت در هفته 

در نهایت آنکه هر دو دسته کلی (دو دسته سه‌گانه) با هم ترکیب  شدند تا 9 گروه را بوجود آورند و از "فعالیت کم*فعالیت کم" تا "فعالیت زیاد*فعالیت زیاد" رده بندی شدند و به عنوان گروه مرجع بکار گرفته شد که این نمودار در واقع، پائین‌ترین سطح انرژی تصور شده و  نیز نامطلوب‌ترین ترکیب را نشان می‌دهد. 

 

چاقی مزمن

به طور عینی، آنتروپومتریک‌ در سال‌های 1997 تا 1999 و همچنین 200 تا 2004 به منظور پیگیری پنج ساله و در نهایت بین سال‌های 2007 تا 2009 به منظور پیگیری ده ساله مورد ارزیابی واقع شد و برای محاسبه BMI  فرمول استاندارد زیر مورد استفاده واقع شد(وزن بر حسب کیلوگرم / مجذور قد بر حسب متر): 

تعریف چاقی:  (Kg/m2) BMI ≥ 30

تعریف عدم چاقی: (Kg/m2BMI < 30

 

خوشه‌بندی عامل ریسک متابولیک

مزمن از لحاظ عینی عوامل ریسک متابولیک ارزیابی شده در سال‌های 1997-1999 (اصلی)، 2002-2004 (پیگیری 5 ساله) و 2009-2007 (پیگیری 10 ساله) مورد ارزیابی قرار گرفته و برای تعیین وضعیت سلامت متابولیک براساس ضوابط جامع مورد استفاده قرار گرفت. خوشه‌بندی عامل ریسک متابولیک در قالب داشتن دو یا چند عامل ریسک بعدی تعریف شد: کلسترول HDL کمتر از 1.03 میلی‌مول / لیتر برای مردان و کمتر از 1.29 میلی‌مول / لیتر برای زنان؛ فشار خون کمتر یا مساوی 130.85 میلی‌لیتر جیوه یا مصرف داروی ضد فشار خون بالا؛ قند خون ناشتا بیشتر یا مساوی با میلی‌مول / لیتر یا درمان دیابتی؛ تری اسیل گلی‌سرول بیشتر یا مساوی با 1.7 میلی‌مول / لیتر؛ HOMA مقاومت به انسولین (HOMA-IR) بیشتر از 3.20 (ارزش صدک نوزدهم در 1997-1999).

 

متغیرهای کمکی

متغیرهای کمی به کار رفته در تحلیل حاضر در سال‌های 1997-1999 ارزیابی شده و شامل سن، جنس و نژاد (رنگین‌پوست، سفید پوست)، وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی مشخص شده در موقعیت شغلی خدمات مدنی انگلستان (اداری، حرفه‌ای / اجرایی، دفتری/ پشتیبانی)، وضعیت سلامت مشخص شده به واسطۀ ارائۀ خودگزارش‌دهی و بیماری‌های طولانی مدت (بلی / به هیچ عنوان) و رفتارهای بهداشتی مشخص شده در فراوانی مصرف میوه و سبزی (حداقل یک بار در روز، کمتر از یک وعده)، وضعیت مصرف سیگار (عدم استعمال سیگار، سابقاً سیگاری بوده، در حال حاضر سیگاری است) و واحدهای الکل مصرف شده در هفتۀ گذشته می‌باشد.

 

تحلیل آماری مدل‌های رگرسیون پشتیبانی

برای محاسبۀ OR های دارای 95 درصد CI در قالب ارزیابی‌های انجمن فعالیت بدنی و نشستن در اوقات فراغت به صورت جداگانه و ترکیب شده با خوشه‌بندی عامل ریسک متابولیک مزمن و چاقی مزمن در سال‌های پیگیری پنجم و دهم مورد استفاده قرار گرفتند. پیگیری ده ساله شواهد کلی هر پیامد را با توجه به تغییرات در سالهای پنجم یا دهم مورد ارزیابی قرار داد. شرکت‌کنندگانی که چاق بودند از تحلیل چاقی مزمن مستثنی شدند همچنین شرکت‌کنندگان مبتلا به خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک نیز از تحلیل‌های خوشه‌بندی ریسک‌فاکتورمتابولیک "مزمن" مجزا شدند. ابتدا ارزیابی‌های مربوط به سن، جنس، نژاد (حداقل مدل تنظیم) صورت گرفت و سپس ارزیابی‌های بیشتری در مورد موقعیت شغلی، وضعیت بهداشتی و رفتارهای سلامت (مدل چندمتغیره تنظیمی) به عمل آمد. اگر داده‌های مربوط به متغیرهای کمکی رفتار بهداشتی در ارزیابی سال‌های 1997-1999 موجود نبودند از داده‌های مربوط به سال‌های 1991-1994 استفاده می‌شد. تعامل آماری بین فعالیت بدنی و نشستن در اوقات فراغت با لحاظ کردن اصطلاح شرایط محصول با سه‌گانه‌های متناسب در ارتباط با هر پیامد در مدل‌های رگرسیون پشتیبانی مورد آزمایش قرار گرفت. تحلیل‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخۀ 19، با p<0.05 اجرا شدند که نشان دهندۀ معناداری آماری است.

 

تحلیل‌های حساسیت

 به منظور بررسی بیشتر تغییر متابولیک معکوس، از مدل‌های رگرسیون خطی برای ارزیابی بیشتر ارتباطات فعالیت بدنی و نشستن در اوقات فراغت به صورت مجزا و ترکیب شده با تغییر تعداد ریسک‌فاکتور (از جمله چاقی در دامنۀ 6-0) بین زمان شروع و پیگیری استفاده کردیم. تعداد ریسک‌فاکتورها (فشار خون بالا، قند خون بالا، تری اسیل گلیسرول بالا، کلسترول HDL پایین، مقاومت در برابر انسولین و چاقی) در زمان شروع، از تعداد ریسک‌فاکتورها در سالهای 2002 تا 2004 حذف شد تا پس از این پنج سال تفاوت مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین تعداد ریسک‌فاکتورها در زمان شروع از تعداد فاکتورها در سالهای 2009-2007 کسر شد تا تغییرات ده ساله مورد ارزیابی قرار گیرد. ارزش مثبت افزایش تعداد ریسک‌فاکتور در طول زمان را نشان می‌داد در حالی که ارزش منفی کاهش تعداد عوامل خطر در طول زمان را نشان می‌داد.

نتایج

ویژگی‌های نمونه

نمونۀ پژوهشی (تعریف شده به عنوان گروه شرکت‌کنندگان با داده‌های مربوط به فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت در ابتدا، وضعیت چاقی، ریسک‌فاکتور های متابولیک و متغیرهای کمکی در ابتدا و 5 سال بعد) از 3.670 فرد تشکیل شده بود. از این گروه  در ابتدا تقریباً ۷۵ درصد مردم با میانگین سنی 55.5 (انحراف معیار 6.0) سال بود. در مقایسه با افراد موجود در تحلیل، به نظر می‌رسد که افراد حذف شده از تحلیل، خانم‌ها  (36.2 درصد در مقابل 27.5 درصد؛ p<0.001)،  نژاد رنگین پوست (13.1 درصد در مقابل 7.0 درصد؛ p<0.001) و از پایین‌ترین گروه شغلی  (18.3 درصد در مقابل 11.0 درصد؛ p<0.001) بودند .

همانگونه که در جدول 1 نشان داده شده است، 17.6 درصد از گروه با فعالیت فیزیکی پایین چاق محسوب می‌شدند و در مقایسه با 11.4 درصد از افراد با فعالیت فیزیکی بالا (p<0.05) بودند. شیوع چاقی به صورت پایین (12.1%) و گروه‌هایی که در زمان فراغت بیشتر می‌نشیندند (14.4 درصد؛ p>0.05) بودند. تقریباً 36 درصد از افراد با فعالیت فیزیکی کم دارای دسته‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک در ابتدا و در مقایسه با تقریباًً 28 درصد در گروه با فعالیت فیزیکی بالا بودند (p<0.05). در مقابل، نزدیک به 34 درصد از گروه‌هایی که در زمان فراغت می‌نشینند دارای خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک و در مقایسه با حدود 30 درصد افرادی هستند که در زمان فراغت کمتر می‌نشینند (p>0.05).

چاقی مزمن

همانگونه که در جدول 1 نشان داده می‌شود نرخ رشد میزان چاقی مزمن در مقایسه با فعالیت فیزیکی پس از 5 سال (4.8 درصد در مقابل 8.0 درصد؛ p<0.05) و بعد از 10 سال (6.9 درصد در مقابل 11.9 درصد؛ p<0.05) کمتر بود. چاقی مزمن با سطح نشستن در اوقات فراغت در حالت پیگیری تفاوتی نداشت (p>0.05). در مقایسه با داشتن سطح پایین فعالیت فیزیکی، داشتن سطح بالای فعالیت فیزیکی مرتبط با 0.64 (95 درصد CI 0.44، 0.93) مرتبه شانس چاقی کمتری بعد از 5 سال داشت و با 0.63 (95 درصد CI 0.45 0.88) بار کمتر دارای شانس چاقی بعد از 10 سال در مدل‌های تنظیم شده به ازای سن، جنس و نژاد بود. مدل‌های تنظیم شدۀ چند متغیری (جدول 2) شانس پایین‌تر چاقی مزمن با افزایش سطح فعالیت فیزیکی به طور مستقل از نشستن در اوقات فراغت پس از فقط 10 سال (P برای گرایش = 0.02) مشاهده شد. در مقایسه با یک گروه با فعالیت فیزیکی پایین، قرار گرفتن در گروه متوسط و بالا با 0.66 (95 درصد CI 0.47، 0.91) و 0.67 (95 درصد CI 0.48، 0.95) شانس کمتر چاقی مزمن پس از 10 سال را رقم زد. میزان نشستن در اوقات فراغت با چاقی مزمن در پیگیری ارتباطی نداشت.

در مقایسه با ترکیب فعالیت بدنی پایین و نشستن زیاد در اوقات فراغت، اکثر گروه‌ها شانس کمتری برای ابتلا به چاقی مزمن داشتند ولی ترکیب فعالیت بدنی بالا و نشستن کم در اوقات فراغت با حداقل شانس پس از 5 سال و پس از 10 سال در مدل‌های حداقل تنظیم شده مرتبط بودند. (ESM جدول 2). شانس پایین‌تر چاقی مزمن با افزایش میزان فعالیت بدنی فقط در گروه کم قعالیت در اوقات فراغت مشاهده شد (p برای گرایش مساوی با 0.001) و همچنین شانس پایین چاقی مزمن با کاهش میزان نشستن در اوقات فراغت فقط در گروه فعالیت فیزیکی بالا مشاهده شد (p برای گرایش مساوی با 0.001؛ p برای تعامل برابر با 0.02 پس از 5 سال). در مدل‌های تنظیم شدۀ چند متغیره (جدول 3) فقط ترکیبی از فعالیت بدنی بالا و نشست کم در اوقات فراغت با شانس کمتر چاقی مزمن پس از 5 سال مرتبط بود. این نتیجه همچنین پس از 10 سال مشاهده شد اگرچه میزان تاثیر آن کمتر بود.

 

 

 خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک مزمن

همانگونه که در جدول 1 نشان داده شده است، خوشه‌بندی ریسک فاکتور متابولیک مزمن پس از 5 یا 10 سال رواج کمتری در گروه میانی در مقایسه با گروه فعالیت فیزیکی پایین بود (p<0.005) در حالی که این حالت در گروه فعالیت فیزیکی بالا مشاهده نشد (p>0.005). خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک مزمن پس از 5 سال و پس از 10 سال رواج کمتری در گروه پایین در مقایسه با گروه فعالیت فیزیکی بالا بود در حالی که این حالت در گروه فعالیت فیزیکی بالا مشاهده نشد (p>0.005). در مدل‌های تنظیم شدۀ مربوط به جنس، سن و نژاد (ESM جدول 1) قرار گرفتن در گروه فعالیت فیزیکی متوسط با شانس کمتر خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک مزمن پس از 5 و 10 سال به طور مستقل از نشستن در اوقات فراغت مرتبط بود. همچنین کاهش احتمال سطح متوسط فعالیت فیزیکی در مدل‌های تنظیم شدۀ چند متغیره مشاهده شد (جدول 2). ارزیابی‌های مربوط به گروه فعالیت‌های فیزیکی بالا به طور ثابت کمتر از 1 بود ولی به معناداری آماری در سطوح متداول هریک از نقاط پیگیری دسترسی نداشتند. در مقایسه با قرار گرفتن در گروه فعالیت فیزیکی متوسط با شانس کمتر خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک مزمن پس از 5 و 10 سال در مدلهای تنظیم شدۀ چند متغیری مرتبط بود.

در مقایسه با ترکیب فعالیت فیزیکی پایین و نشستن زیاد در اوقات فراغت اکثر گروهها به سمت احتمال پایین‌تر خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک مزمن پس از 5 و 10 سال تمایل داشتند که سن، جنسیت و نژاد آنها را تنظیم می‌کرد (ESM جدول 2). با این حال بیشترین کاهش احتمال در ترکیب فعالیت فیزیکی متوسط / نشستن کم در اوقات فراغت پس از 5 سال و ترکیب فعالیت فیزیکی متوسط / نشستن متوسط در اوقات فراغت پس از 10 سال مشاهده شد. در مدل‌های تنظیم شدۀ چندمتغیره (جدول 4) پایین‌ترین احتمال خوشه‌بندی عامل ریسک متابولیک مزمن در ترکیب فعالیت فیزیکی متوسط / نشستن متوسط در اوقات فراغت پس از 5 و 10 سال مشاهده شد.

 

ارتباطات مجزا به صورت متقابل تنظیم شده است؛ مدل‌ها برحسب سن، جنسیت، نژاد، موقعیت‌های شغلی، فراوانی مصرف میوه و سبزی، استعمال دخانیات، مصرف الکل و داشتن سابقۀ بیماری طولانی مدت تنظیم شده است.

تحلیل‌های حساسیت تحلیل‌های حساسیت تغییر مستمر تعداد فاکتورهای ریسک متابولیک پیشنهاد شده (از جمله چاقی) که فعالیت فیزیکی بالا یا نشستن کم در اوقات فراغت به طور مستقل با تغییرات تعداد فاکتورهای ریسک متابولیک پس از 5 یا 10 سال مرتبط بودند بررسی می‌کنند (ESM جداول 3 و 4). هیچ ترکیبی از فعالیت فیزیکی یا نشستن در اوقات فراغت با تغییر تعداد فاکتور ریسک متابولیک پس از 5 یا 10 سال مرتبط نبود (جدول 3).

 

مدل‌ها برحسب سن، جنسیت، نژاد، موقعیت شغلی، فراوانی مصرف میوه و سبزیجات، استعمال دخانیات، مصرف الکل و داشتن سابقۀ بیماری تنظیم شده است.

بحث

این تحقیق با عطف به آینده تاثیر ترکیبی فعالیت فیزیکی متوسط تا شدید و نشستن در اوقات فراغت در ریسک طولانی مدت دو تغییر متابولیک معکوس مرتبط را بررسی کرد:  چاقی و خوشه‌بندی ریسک فاکتور متابولیک. میزان بالای فعالیت فیزیکی با کاهش جزئی ریسک چاقی پس از 10 سال پیگیری مرتبط بود با این حال تاثیر ترکیبی فعالیت فیزیکی بالا و نشستن کم در اوقات فراغت پس از 5 سال بیشتر بود که اساساً کاهش ریسک افزایش چاقی در افراد بسیار فعالی را نشان می‌دهد که زمان کمتری را در اوقات فراغت خود می‌نشینند. هیچ تعاملی در ارتباط با خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک مزمن مشاهده نشد : فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت هریک ارتباطات قابل مقایسه‌ای را با خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک مزمن با کاهش ریسک مشاهده شده در سطوح متوسط را نشان می‌دهند. این نتایج با تنظیم طیف گسترده‌ای از فاکتورهای مخل بالقوه از جمله وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی، استعمال دخانیات، مصرف الکل و وضعیت بهداشتی و سلامتی مرتبط هستند.

مدل‌ها برحسب سن، جنسیت، نژاد، موقعیت شغلی، فراوانی مصرف میوه و سبزیجات، استعمال دخانیات، مصرف الکل و داشتن سابقۀ بیماری تنظیم شده است.

یافته‌های حاضر براساس مقایسۀ طولی روابط مجزا و ترکیبی فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت با این پیشنهاد که ترکیب فعالیت فیزیکی بالا و نشستن پایین در اوقات فراغت عامل محافظتی مقتدری در مقابل ابتلا به چاقی در مقایسه با رفتارهای آن می‌باشد این مسئله را توسعه می‌دهد. این یافته با نتایج پیشین همخوانی دارد. برای نمونه در بررسی اخیر بزرگسالان افزایش فعالیت فیزیکی با کاهش ریسک چاقی پس از 5 سال فقط در افرادی مشاهده شد که زمان نشستن کمتری را نشان دادند اگرچه این ارتباط فقط در زمان مشاهده شد.

ساز و کارهای اصلی این تعامل نامشخص هستند. در اصل میزان پایین‌تر نشستن در اوقات فراغت می‌تواند تاثیرات محافظتی فعالیت فیزیکی را از طریق ساز و کارهای فیزیولوژی مستقل یا به عنوان شاخصی برای استفادۀ بیشتر در فعالیت‌های با شدت کمتر مانند ایستادن تقویت کند. ترکیب فعالیت فیزیکی و "نشستن در اوقات فراغت" می‌تواند به سادگی افزایش چشمگیر مصرف انرژی را با حداقل فعالیت فیزیکی  در اوقات فراغت نشان دهد که حداقل میزان انرژی کلی را توسعه داده و حداکثر فعالیت فیزیکی  در اوقات فراغت، حداقل میزان انرژی کلی را توسعه می‌دهد و "حداکثر فعالیت فیزیکی / حداقل نشستن" در اوقات فراغت بیشترین افزایش را به دنبال دارد.

در تحقیق حاضر، ارتباط فعالیت فیزیکی و ترکیب نشستن در اوقات فراغت بر ریسک چاقی مزمن پس از 5 سال در شدیدترین حالت خود قرار داشت که تاثیرات آن در نقطۀ پیگیری ده ساله ضعیف‌تر می‌شد. کم‌رنگ شدن تاثیرات در طول زمان می‌تواند به دلیل خطاهای طبقه‌بندی نادرستی باشد که از تغییرات فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت در خلال دوران پیگیری ناشی می‌شود که احتمال توجه به آن در تحقیق حاضر وجود نداشته است.

یافته‌های ما در زمینه خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک مزمن تابع الگوی تعامل افزایشی یا واکنش دوز نبود. بیشترین میزان کاهش ریسک مشاهده شده در سطح میانی فعالیت بدنی و نشستن در اوقات فراغت ناخواسته بوده و نشان می‌دهد که میزان متوسط فعالیت فیزیکی متوسط تا شدید و نشستن در اوقات فراغت می‌تواند برای محافظت از افزایش خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک در خلال زمان کافی باشد. نتایج تحقیقات پیشین در زمینۀ ماهیت تعاملی فعالیت فیزیکی و نشستن با خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک با هم ترکیب می‌شوند. در برخی از مطالعات مقطعی زمان بیشتر نشستن به طور مستقل با "خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک فعالیت فیزیکی" مرتبط بود. 

در حالی که تحقیقات دیگر نشان دادند که تقویت ارتباط بین نشستن و ریسک متابولیک به مشارکت در فعالیت فیزیکی بستگی دارد. برخی از مطالعات دیگر نیز نشان داده‌اند که اندازه گیری عینی مدت زمان نشستن زیادتر، با بدتر شدن پروفایل‌های انسولین و با خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک به طور مستقل از فعالیت فیزیکی متوسط تا شدید مرتبط است در حالی که دیگران گزارش دادند افزایش زمان تماشای تلویزیون و کاهش فعالیت فیزیکی به طور مستقل بدتر شدن پروفایلهای متابولیک را پس از چند سال پیگیری پیش‌بینی کردند.

تاثیرات ترکیبی فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت در توسعۀ خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک پیشتر مورد بررسی قرار نگرفتند؛ با این حال به نظر می‌رسد با توجه به ارتباطات مشخص واکنش دوز فعالیت فیزیکی متوسط تا شدید در خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک و بیماری‌های مربوطه، نتایج تحلیل‌های با الگوهای مورد انتظار همخوانی نداشته باشد. الگوی U شکل نتایجی که اخیراً مشاهده شده‌اند می‌تواند به دلیل شانس یا اختلال باقی مانده باشد. افراد چاق در ابتدا در تحلیل خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک لحاظ شدند. بخشی از شرکت‌کنندگان دارای سطح متوسط فعالیت فیزیکی و نشستن که چاق بودند بیشتر از کسانی بودند که دارای فعالیت بالا و نشستن پایین بودند (جدول 1)، لذا اختلال BMI بعید به نظر می‌رسید. مصرف داروهای ضد فشار خون و دیابت بخشی از ضوابط خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک را تشکیل داد، با این حال داده‌های مربوط به داروهای کاهندۀ چربی مورد توجه قرار نگرفتند. استفادۀ بیشتر از دارو توسط شرکت‌کنندگان گروه‌های میانی کمکی به تشریح کاهش ریسک خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک آنها نکرد.

یکی دیگر از موراد قابل توضیح احتمال خطا در طبقه‌بندی است که حاصل تغییرات فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت در خلال زمان است. مثلاً شرکت‌کنندگانی که فعالیت فیزیکی بالا و نشستن کم در اوقات فراغت را در ابتدا گزارش می‌کنند ممکن است پروفایل فعالیتی آنها پس از این ارزیابی بدتر شده و لذا خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک آنها در مقایسه با افراد غیرفعال افزایش یابد. خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک در قالب پیامد دوگانۀ تحلیل‌های اصلی مورد بررسی قرار گرفت نتایجی که می‌تواند به انتخاب نقاط برسی ویژه وابسته باشد. برای تشریح این احتمال با بررسی ارتباطات فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت با تغییر تعداد ریسک‌فاکتورهای متابولیک در خلال زمان، تحلیل‌های حساسیت را اجرا کردند. نتایج این تحلیل‌ها نتوانست از فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت پشتیبانی کند زیرا فاکتورها در ترکیب فاکتورهای ریسک متابولیک لحاظ نشدند. لذا تاثیرات بالایی در زمینۀ چاقی در زمانی مشاهده شدند که چاقی در قالب اصلی خود و نه به صورت گروه‌بندی شده در قالب یکی از مولفه‌های چندگانه خوشه‌بندی فاکتور ریسک متابولیک در نظر گرفته می‌شد. این یافته با یافته‌های اصلی همخوانی دارد که نشان دهندۀ نتایج ضعیف‌تر خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک در مقایسه با پیامد چاقی است.

روابط رفتار نشسته با ریسک متابولیک می‌تواند به مقیاسی بستگی داشته باشد که مورد استفاده قرار می‌گیرد. مثلاً روابط زمانی ضعیف بوده یا وجود ندارند که از نشستن در شرایط شغلی به عنوان شاخصی از زمان نشستن استفاده شوند در حالی که روابط زیان‌بخش با متابولیسم گلوگز غیرطبیعی، مقاومت در برابر انسولین، چربی زدایی و خوشه‌بندی متابولیک به طور گسترده زمانی گزارش می‌شوند که از تماشای تلویزیون خودگزارشی در قالب شاخص نشستن استفاده شود. ما از مقیاس زمان کلی نشستن در اوقات فراغت در تحقیق حاضر استفاده کردیم که می‌تواند دیدگاه بهتری در مورد تاثیرات کلی نشستن در تغییر متابولیک معکوس را در مقایسه با مقیاس‌هایی ارائه کند که دارای شرایط ویژه می‌باشد.

در حالت مربوطه، "پارادایم مدرن رفتار زیان بخش در قالب ریسک سلامتی مستقل"، مبتنی بر مشاهداتی است که میزان بالای نشستن  را با عوامل ریسک متابولیک پس از محاسبۀ آماری میزان فعالیت متوسط به شدید مرتبط می‌کند. با این حال روابط مربوط به نشستن در ریسک متابولیک زمانی چندان مشخص نیستند که مقیاس‌های مزمن گسترده‌تر، شدت متوسط فعالیت فیزیکی را تنظیم می‌کند. مثلاً هنگام تنظیم فعالیت کلی در قالب ارزیابی شده به صورت عینی با استفاده از شتاب‌سنجی (و نه صرفاً فعالیت متوسط یا شدید)، روابط بین زمان کلی نشستن و فاکتورهای ریسک متابولیک از جمله شاخص‌های تورم و چربی خون چندان مشخص نبودند. با این حال فعالیت فیزیکی و نشستن کم ارتباط بالایی با یکدیگر داشته و لذا مدل‌بندی آنها در کنار یکدیگر مشکل است.

نقاط قوت و محدودیت‌ها

نقاط قوت اصلی این تحقیق شامل اندازۀ وسیع نمونه، طراحی احتمالی با توسعۀ پیگیری به مدت ده سال و ارزیابی هدف آنتروپومتری و ریسک‌فاکتورهای متابولیک می‌باشد. ما از مزیت ارزیابی چاقی مزمن و خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک در تحقیقات مشابه بهره گرفته و لذا مقایسه‌های مستقیمی بین این دو پیامد به عمل آوردیم. فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت در مقیاسی مستمر ارزیابی شدند که استفاده از گروه‌های دهک برای بررسی بهتر روابط "دوز ـ واکنش" را به دنبال دارند. خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک در این تحقیق براساس ضوابط جامع به کار رفته در تحقیق پیشین جمعیت کلی آمریکا تعریف گردید؛ با این حال، پروتئین واکنشی C به عنوان بخشی از تعریف ما لحاظ نگردید زیرا در پیگیری ده ساله وجود نداشت.

کیفیت رژیم غذایی از طریق فراوانی مصرف میوه و سبزیجات مورد ارزیابی قرار گرفته و ممکن است موضوع اختلال باقی‌مانده در سایر جنبه‌های رژیم غذایی مانند چاقی مفرط یا جذب قند باشد. مقیاس‌های فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت در ابتدا مورد توجه قرار گرفته و بنابراین موضوع خطاهای طبقه‌بندی نادرست می‌باشند به شرط آنکه در دوره‌های پیگیری حالت ثابتی نداشته باشند. فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت به صورت خودگزارش دهی اعلام شده و در نتیجه موضوع اصلی محسوب می‌شود به ویژه زمان نشستن خودگزارش شده تمایل دارد که ارتباط متوسطی با ارزیابی هدف داشته باشد. با این حال با توجه به مقیاس‌های موضوعی فعالیت فیزیکی و نشستن ارتباط کمتر و ضعیف‌تری با فاکتورهای ریسک متابولیک در مقیاس‌های هدف دارند روابط مشاهده شده در تحلیل‌های حاضر می‌توانند تاثیرات واقعی را چندان مورد ارزیابی قرار ندهند. تحقیقات طولی با استفاده از مقیاس‌های فعالیت فیزیکی و ترکیبات نشستن در اوقات فراغت برای تایید این یافته‌ها ضروری می‌باشند.

نتیجه‌گیری

تاثیرات محافظتی فعالیت فیزیکی متوسط تا شدید و نشستن کم در اوقات فراغت در مقابل توسعۀ چاقی و خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک زمانی در بالاترین حد خود قرار دارند که در فعالیت ترکیبی مشاهده شوند. تعامل مشاهده شده از این ایده اینگونه عنوان می‌کند که میزان بالای فعالیت فیزیکی و میزان پایین نشستن در اوقات فراغت برای کاهش چشمگیر خطر افزایش چاقی ضروری می‌باشد. ارتباط با توسعۀ خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک چندان مشخص نبود. برای بررسی تغییرات متابولیک معکوس به شکل چاقی و خوشه‌بندی ریسک‌فاکتور متابولیک، مطالعات تداخلی از بهبود میزان فعالیت فیزیکی و نشستن در اوقات فراغت به بهترین شکل ممانعت می‌کنند.

----

این مقاله در سال 2014 تحت عنوان Combined effect of physical activity and leisure time sitting on long-term risk of incident obesity and metabolic risk factor clustering  توسط نشریه اشپرینگر(Springer) ارائه شده است. برای دسترسی به اصل مقاله به زبان انگلیسی به اینجا مراجعه کنید. 

برگرفته ازspringer.com

عنوان: Combined effect of physical activity and leisure time sitting on long-term risk of incident obesity and metabolic risk factor clustering

ناشر: Nature

تاریخ انتشار: 2014 ,Jan

تعداد صفحات: 10

قیمت: 9500 تومان

بیماری هاتحقیقات پزشکی

دانلود اصل مقاله به زبان انگلیسی